السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

640

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

د . فدك و گردن‌بند ابن ابى الحديد مىگويد : من اين خبر را در حضور نقيب ابو جعفر يحيى بن ابى زيد بصرى خواندم ، گفت : آيا گمان مىكنى كه ابو بكر و عمر اين موضوع را نمىدانستند و آنجا حضور نداشته‌اند ؟ آيا اقتضاى كرم و احسان اين نبود كه آن دو هم دل فاطمه را در مورد فدك خشنود سازند و از مسلمانان بخواهند كه آن را به فاطمه ببخشند ؟ مگر منزلت فاطمه در نظر رسول خدا ( ص ) از منزلت زينب خواهرش ، كمتر بوده است و حال اين كه فاطمه بانوى بانوان جهانيان است . تازه اين در موردى است كه فاطمه را حقى ثابت نشود ، نه از راه بخشش و نه از راه ارث . « 1 » ه . فديه فرهنگى مقريزى مىگويد : در ميان اسيران بدر كسى بود كه نوشتن مىدانست ، ولى در ميان انصار كسى نبود كه نوشتن بلد باشد . در ميان اسيران ، كسانى بودند كه ثروتى نداشتند تا فديه بپردازند و آزاد شوند . از آنان پذيرفته شد كه هر يك ده نفر از كودكان مدينه را تعليم دهد و آزاد شود . زيد بن ثابت همراه شمارى از كودكان انصار ، در آن روز نوشتن آموخت . امام احمد از عكرمه از ابن عبّاس آورده كه گفت : شمارى از اسيران بدر ، مالى براى پرداختن فديه نداشتند . رسول خدا ( ص ) فديه آنان را چنين قرار داد كه به فرزندان انصار نوشتن بياموزند . مقريزى پس از نقل داستان كسى كه معلمش او را زد ، مىگويد : عامر شعبى گفت : فديه اسيران بدر ، چهل اوقيه طلا بود . كسانى كه اين مبلغ را نداشتند ، در عوض ده نفر از مسلمانان را تعليم مىدادند . زيد بن ثابت از كسانى بود كه از اين طريق سواد آموخت . « 2 »

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، 14 / 191 . ( 2 ) . بنگريد : التراتيب الاداريه ، 1 / 48 - 49 ؛ مسند احمد ، 1 / 247 ؛ امتاع الاسماع ، 101 ؛ الروض